تبليغاتX
طوبای محبت

چشمه ای در قلب ما انسان هاست که وقتی مضطر می شویم غربت می گیرد. انسان یک وقت نگاه می کند می بیند کسی اطراف او نیست تا او را دوست بدارد. این نزد خدا خیلی عزیز است، خیلی قیمت دارد. البته انسان غیر از خدا هیچ کسی را ندارد، ولی چه شد که این قیمتی شد؟!  این مربوط به رویت و مشاهده انسان است. یعنی غربت خودش را می بیند وگرنه در روی زمین کسی نیست که غریب نباشد.

اصلاً اگر انسان خوب حساب کند می بیند که همه به صورت فرد خلق شده اند. این هم که می گویند انسان جفت آفریده شده است، یعنی با دیگری وقتی بهم بچسبند کمی تسلیت می یابند. "و خلقناکم ازواجا" (1). یا این که اشاره به ظاهر و باطن دارد و یا اشاره به روح و جسم وگرنه قیامت همه تک وارد می شویم؛ "و کلهم أتیه یوم القیامه فردا" (2). همگی روز رستاخیز تک و تنها نزد او حاضر می شوند. ظاهر و باطن یکی می شود، نفس و دل و جان یکی می شود.

غربت به قربت نزدیک است. یعنی غریب نزد خداست. غریب عملش با اوست. "طوبی لِلغُربا" (3).

1.      "شما را به صورت زوج ها آفریدیم" سوره نبأ، آیه ۸.

2.      سوره مریم، آیه ۹۵.

3.      اما باقر (ع)، بحارالانوار، ج 2، ص 204 و بشارت المصطفی، ص 119.

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 بهمن1390ساعت 11:17  توسط غریبه آشنا | 

السلام علیک یا اباعبدالله

وعلی الارواح التی حلت بفنائک

علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت و بقی الیل و النهار

ولا جعل الله اخرالعهد منی لزیارتکم

السلام علی الحسین

و علی علی بن الحسین

و علی اولاد الحسین

و علی اصحاب الحسین

+ نوشته شده در  شنبه 12 آذر1390ساعت 12:22  توسط غریبه آشنا | 

بعضي ممكن است مكه بروند و زيارت نكرده باشند. اصل كار قلب انسان است. مكه يعني خانه خدا. دل مومنين هم مال خداست. اين را خدا نصيب شيعيان كرده است. وقتي قلب هاي آن ها با خدا و ائمه (ع) مرتبط است، قلب آن ها حرم خداست،كعبه است.

اين كه مي گويند مومنين را اذيت نكنيد براي اين است كه دل آن ها حرم الهي و ائمه (ع) است. آن ها محترمند. فرمودند: كسي كه فاطمه (س) را اذيت كند پيغمبر خدا را اذيت كرده است و كسي كه پيامبر خدا را اذيت كند، خدا را اذيت كرده است. يعني اين، خانه خداست. كعبه همين است.

دل ما شيعيان كه خانه اهل بيت (ع) هم هست. فرمود: "قبره في قلوب من ولاه"؛ قبر امام حسين (ع) در قلب دوستان اوست. قبور ائمه (ع) همين جاست. فقط بايد درصدد باشيد تا ببينيد و در نفس خود مشاهده كنيد و لذت ببريد و خدا را ياد كنيد. هم نفس خودت را ميشناسي هم خدا را. اين كار بسيار بزرگي است.

برخي افراد بعد از هفتاد سال عبادت معلوم نيست كه موفق شده باشند نفس خود را بشناسند، ولي شما ممكن است در همين اول كار، بدون اين كه رياضتي كشيده باشيد با اين كار به قصد برسيد.

قبور ائمه (ع) همين جاست؛ در قلب خودت.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 آبان1390ساعت 14:44  توسط غریبه آشنا | 

شما که بین خود و خدا را اصلاح کردید، اطرافیان شما هم هدایت می شوند. می بینید که شما عوض شدید، آن ها هم متاثر می شوند. اگر خدا به شما چراغی داد که گذشته هایتان را دیدید، از آن چراغ استفاده کنید. اگر گذشته هایتان خوب است و هیچ بدی به اهل آسمان و زمین نداری، همه مال خدا بوده است. بگو :"الحمدلله". هر جای خوبی که دیدی شکر لازم است. هر جای آن هم زیبا نبود استغفار کن. خدای مهربان پاک می کند. حساب ها همه صاف می شود.

اگر یک وقتی از خدا غافل شدم و خلق خدا را اذیت کردم باید آن را هم اصلاح کنم. اول باید بین خود و خدا را اصلاح کنم تا خدا قدرت اصلاح با خلق را به من بدهد. خداوند حق دیگران را از گردن انسان بر نمی دارد. انسان در مورد حق الناس بیچاره می شود. مجبور است با خدا آشتی کند.

می توانید درک کنید که یعنی چه؟ می گوییم: خدایا، تو که حق الناس را نمی بخشی، این شخص هم که نمی بخشد، پس من بیچاره چه کنم؟ می پیچید به طرف خدا که خدایا من بیچاره ام. ناچار بین خود و خدا را اصلاح می کنید. بعد از آن کم کم آن شخص که حقش را ضایع کرده بودید خودش می آید و می گوید: من تو را بخشیدم. معلوم می شود که خدا حق الناس را نمی بخشد تا من به سوی او بروم.

ندیدید که فرمود: "من اصلح ما بینه و بین الله اصلح الله ما بینه و بین الناس"؛ (۱) هر کس بین خود و خدا را اصلاح کند، خداوند هم بین او و مردم را اصلاح می کند.

۱. نهج ابلاغه، کلمه قصار ۸۹.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 شهریور1390ساعت 17:42  توسط غریبه آشنا | 

روایات ائمه علیه السلام هم پر از لطافت است. آن جا که انذار می کند چیز بزرگی می خواهد به شما بدهد. مومنین به خدا ایمان دارند. خدا که نمی خواهد آن ها را عذاب کند. می فرماید: اگر ایمان نیاورید شما را به جهنم می برم. البته اول بشارت می دهد و رحمت خودش را ارائه می کند. ببین مبدأ آفرینش چقدر خلقش را دوست دارد که مرتب او را انذار می کند.

شاید این خصوصیت را در پدر و مادر هم دیده اید. خدا ذره ای از ربوبیتش را به پدر و مادر داده است. هر وقت دیدید اوضاع بی ریخت است به سوی خدا فرار کنید.، " وفرّوا الی الله من الله". (1) هر کجا متوحش شدید راه فرار، به سوی خداست. همه عالم سینه اولیای خداست. خود را به سینه آن ها بچسبانید. همه عذاب ها برطرف می شود. چقدر زیباست. مصداق این را در کلمات ائمه علیه السلام می بینیم.

بعد از نماز زیارت حضرت رضا (ع) دعایی دارد. در آن جا می خوانیم: " ربّ انّی استغفرک استغفار حیاء و استغفرک استغفار رجاء"؛ پروردگارا من از تو آمرزش می جویم آمرزش شرمساری، از تو آمرزش می جویم آمرزش امیداوری.تا آن جا که می گوییم : "و استغفرک استغفار عامل لک هارب منک الیک"؛ (2) و از تو آمرزش می جویم آمرزش خدمتکاری که از تو به سوی تو گریزان است. یعنی: خدایا، همان طور که اهل حیا و شرمساری، اهل امید و اهل توبه و ... استغفار می کنند، مرا هم نصیب کن!

در بخش آخر می گوییم: هیچ راهی غیر از خودت وجودندارد. ان شالله در این استغفار مطالعه کنید. این ها را خدا به شما یاد داده است. خدا همه چیز را در فطرت شما قرار داده است. منتهی مصرف نشده است و راکد مانده.

(1). نهج البلاغه، خطبه 24.

(2). مفاتیح الجنان.

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 مرداد1390ساعت 14:31  توسط غریبه آشنا | 

از روزی که به این عالم آمدی خودت را مهمان ائمه (ع) بدان. اگر هم اذیت شدی به حساب آن ها بگذار، عیب ندارد. خودت را مال آن ها بدان. آن ها افراد دور و بر خودشنان را خیلی دوست دارند. پیغمبر خدا (ص) کم گریه می افتاد. یک پیرمردی در منزل حضرت خدمتکار بود. آن پیرمرد پیامبر (ص) را خیلی اذیت می کرد؛ بدخلقی می کرد. اصحاب پیامبر (ص) از او بدشان می آمد. بارها به حضرت عرض می کردند: یا رسول الله او را بیرون کنید. پیر شده است، اسباب زحمت شماست. حضرت سری تکان می داد و می گذشت.
این بود تا وقتی که آن پیرمرد مرحوم شد. اصحاب خیلی خوشحال شدند. چون هروقت به آن جا می رفتند چیزی به آن ها میگفت و از او اذیت می دیدند. با این وجود حضرت در مرگ او گریه می کرد. گفتند: یا رسول الله همه ما راحت شدیم شما برایش گریه می کنید؟! فرمود: او برای اخلاق من خیلی نافع بود. اخلاقی که خدا به من داده بود سزاوار این مرد بود.
ان شاالله اگر با کسی دم خور هستی اگر تند است هر چه می توانی تحمل کن که خدا چیز بزرگی را برایتان فرستاده است. بعضی وقت ها خداوند چیزهای خوب و قیمتی را داخل جل می پیچد و به انسان می دهد. اگر کسی تند است، خوش اخلاق نیست، درست با آدم حرف نمی زند، معنایش این است که خدا چیز قیمتی را داخل جل کهنه پیچیده است. برای این که اجنبی آن را نگیرد. مال خود شماست و باید به دست شما برسد. جل کهنه را کسی باز نمی کند ببیند چه چیز داخل آن است، ولی شما باز کنید. حقیقت و انساست درون آن است. همان جایی که ناگوار است.
این هم سری از اسرار بود که عرض کردم. ان شاالله همه شما فهم دارید. گذشته شما را خدا با لطف و عنایتش حل کرد. از آینده هم خیالتان راحت باشد. اگر دیدی یک جا قشنگ نیست صبر کن. آن را باز کن. چیز گرانبهایی درون آن نهفته است.

+ نوشته شده در  جمعه 31 تیر1390ساعت 18:13  توسط غریبه آشنا | 

امیدوارم در همین عالم که هستید خدای متعال یک مقدار درهایش را به روی شما باز کند. اما راه آن را می خواهی؟ همین بود که گفتم؛ باید بین خود و خدا را اصلاح کرد.
همه برای همدیگر دعا کنیم. اصلاح، صلح با خداست. برای این که عالم صلح کل شود و جنگ ها بخوابد اول باید جنگ آدم با خدا بخوابد. یعنی دعوا نداشته باشیم. طلبکار نباشیم. امام (ع) مصلح است. این که می گوییم مصلح بیاید برای این است که بین ما و خدا را صلح دهد. خواجه حافظ می گوید:
شکر ایزد که میان من و او صلح افتاد
                                                قدسیان رقص کنان ساغر شکرانه زدند
اشعار حافظ آب صاف و گوارا است. حضرت امیر(ع) در نهج البلاغه فرموده است:"من اصلح ما بینه و بین الله اصلح الله ما بینه و بین الناس" (1) هر کس بین خود و خدای خویش را اصلاح کند، خدا بین او و مردم را اصلاح خواهد کرد.
اخلاقتان که خوب است، ان شاالله وضو می گیری، با لب خندان سر جانماز می نشینی، نگو من گناهکارم. اگراخم ها را در هم بکشی ملائکه می ترسند، آن ها لطیفند. بدون این که غضبناک و پکر باشی وضو می گیری، لباس تمیز و قشنگ می پوشی، دم آیینه خودت را نگاه می کنی و سر جانماز می نشینی. قشنگ وقتی بدنت آرام گرفت و کیفت به راه افتاد، بلند شو و بگو: "الله اکبر...". برای نماز عجله نداشته باش. یکی دو دقیقه بنشین تا آماده شوی. اذان و اقامه هم برای آمادگی است.
ان شاالله صلح کن. صلح یعنی از طرف ما با او صلح است. فکر آن طرف را نکن. خدا خلقش را در صلح آفریده است. این بنده ها بودند که با خدا در صلح نبوند. چون ضعیف بودند، کوچک بودند، احتیاج داشتند. خودشان را طلبکار می دانستند.
(1). نهج البلاغه، کلمه قصار 89

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 تیر1390ساعت 12:47  توسط غریبه آشنا | 

کارهای خدا را امضاکن. اگر امضا نکنی غصه ها را خورده ای و همه از کیسه ات رفته است. اگر دانستیم که خدا خیر ما را می خواهد غصه نمی خوریم. کارهایی که او می کند همه برای ما خوب است. پس با اختیار خود آن را امضا کن. مشیت خدا مشی خداست؛ آن را امضا کن. به یک حساب محمد و آل محمد (ص) مشیتند.
اگر کارهای خدا را امضا کردی خیلی خیر می بارد. خوش اخلاقی به سوی شما  روی می آورد، باطن شما هم با خدا آشتی کرده است. از این ساعت به بعد تمام زندگیت را درست برو. هر کجا باز دیدی دارید تکان می خورید، صلواتی بفرست و مواظب باش که صفایت با خدا به هم نخورد.

+ نوشته شده در  شنبه 11 تیر1390ساعت 17:46  توسط غریبه آشنا | 

جان دادن همیشه یک جور نیست. با شمشیر می توان سر کسی را بزنی و او را بکشی. با احسان هم می توان. با عطا و احسان می توانی شهیدش بکنی.

اگر دوست اهل بیت (ع) هستی شهادت را تحویل بگیر که خیلی قشنگ تر از مردن است. آدم یک مرتبه، دو مرتبه یا صد مرتبه می میرد. بعد که دید خیلی خوب است، می گوید: بزن! از من مردن و شهید شدن، از تو هم میراندن و شهید کردن. بزن که وقت آن رسیده است! این را به خالق خودش می گوید: اول مرا بزن! مگر ندیدی روز عاشورا می گفتند: آقا اذن بده به میدان برویم.

دو پسر حضرت زینب (س) آمدند و مقابل حضرت اباعبدالله (ع) ایستادند. حضرت فرمود: آقازاده ها شما برای چه آمددید؟ گفتند: مادرمان گفته است بروید. حضرت زینب دو پسر داشت که به کربلا آورده بود. پدرشان عبدالله جعفر بود. به زینب گفته بود: داری می روی بچه هایت را هم با خودت ببر! بگذار همراهت باشند تا قربانی برادرت شوند.

بچه ها را راهی کرد و حضرت زینب (س) هر دو را قربانی برادر کرد. حضرت مسلم هم همین طور. بچه ها را می دادند. شاهزاده علی اکبر و آقازاده ها هم همه می گفتند: من به میدان بروم.غیر بنی هاشم همه می گفتند : اول ما برویم. از هم سبقت می گرفتند چون شهادت در راه خدا خیلی قشنگ است.

شهید محبت سرو صدایی ندارد. انسان را خیلی مخفی شهید می کند.

+ نوشته شده در  جمعه 3 تیر1390ساعت 12:45  توسط غریبه آشنا | 

کلام و سخن مربوط به بعد از موت است؛ موت اختیاری. اگر نمازی را که بعد از موت اختیاری می خوانی ببینی، حاضر نیستی آن را بفروشی. اگر همه آسمان ها و زمین هم مال من باشد می دهم و نماز می خرم. این نمازی که من دیدم یعنی محمد (ص). نمازی که انسان خودش را در آن می بیند نور است.

چگونه روزه را بفروشم و مزدی بگیرم؟ مگر عقلم کم است؟! علی (ع) را بفروشم؟ نماز چون بعد از موت است پیامبر (ص) شده است. وقتی نماز می خوانی جمال پیامبر (ص) را می بینی که بین آسمان و زمین است. وقتی به روزه ات توجه می کنی هر چه چشم می اندازی علی (ع) را مشاهده می کنی.

بعد از مردن دین فروشی برافتاد. خرید و فروش نیست. چون اساس معامله دو چیز است؛ یکی پول و دیگری نفس انسان، که هر دو را داده دربست و چیزی برای خرید و فروش ندارد. در مقابلِ این موت، نور خودشان، حیات خودشان، عزت خودشان را به تو داده اند.

از این مطالبی که می گویم هر چه را قبول کردید و گرفتید گوارایتان باد. اگر الان نگرفتی مدتی دیگر خواهی گرفت.

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 خرداد1390ساعت 9:42  توسط غریبه آشنا | 

اگر دیدید کسی کار خلافی می کند، سرت را برگردان. این ستاریت است. سَتر خداست. اگر دیدی آدم خوبی است، فقط جاهل است، آن وقت بر می گردی با روح صفا و یگانگی با خدای خودت با او صحبت می کنی.
اول خودت معروف شو و چشمت را آلوده به خلاف دیگران نکن. چون اگر نگاه کردی و اذیت شدی نمی توانی حق او را ادا کنی. ولی وقتی سرت را بر گردانی و به حال خود آمدی خیرخواه او می شوی. نگاه می کنی آدم بیچاره ای است. با یگانگی باهم صحبت می کنید. یک وقت می بینی علاج شد.
در امر به معروف و نهی از منکر سّر افراد را شکافت و گرنه می گوید: به شما چه؟ اگر قصد شما هدایت است و پرده اش را بدری بدتر می شود. خدا دوست ندارد. بلکه با سلام و علیک و حال و احوال، با ملاطفت و نرمی، با هم صحبت می کنید. او هم خودش می فهمد.
امر به معروف و نهی از منکر خیلی لطایف دارد. اگر حقش را ادا کنی شخصی را که امر به معروف کرده ای مُبلّغ مقصد شما می شود. ولی اگر اذیت شد مخرب مقصد شماست. هر جا برود می گوید: این ها بدجنسند، چنین و چنانند. اگر از شما اخلاق و صفا و وفا و یگانگی دید مبلغ مقصد شماست. هر جا بنشیند می گوید: آدم های خوبی هستند، خیلی با اخلاق با من حرف زد، خیلی مرا درست کرد، اصلا مرا نجات داد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 خرداد1390ساعت 8:58  توسط غریبه آشنا | 

شب ها خیلی قشنگ و زیبا با خدا سنگ ترازو بگذارید و رابطه را با او اصلاح کنید. ان شا الله خبر خوشحالی بیاورید که خدا با شما چه کرد. شخصی الکی می رفت بین مردم و می گفت: نمی دانید خدا با من چه کرده است! خیلی به من خوبی کرده است. کارهایی که در حق من کرده است با هیچ کس نکرده است. خدای مهربان هم دید این بنده چاپلوسی می کند. به ملائکه گفت: چیزی به او بدهید. بنده های مرا امیدوار کرده است و چقدر مشتری مرا زیاد کرده است.
هرکس محبت داشته باشد پیش خدا تملق گویی می کند. هر چه تملق بگوید کم گفته است. هر چه بگوییم کم است، ولی چون روح ما همه را نیافته است ممکن است تملق باشد.
در دعا خودتان را پیدا کنید.هرچه تملق بگوییم و چاخان کنیم، او بالاتر است. شما هر جا رفتید خدا ان شا الله نشانت بدهد که صدق محض است. هر بیچاره و محزونی را هم دیدید بگویید: خوب خدایی است! تا هم خودت قشنگ باور کنی و هم او را از غم نجات دهی. بگو: خوب خدایی است!
یکی را چیزی امروز به او نمی دهد ولی چند روز دیگر در خلق عزیزش می کند. اگر هم نکرد فردا مثل خورشید در صحرای قیامت راهش می اندازد. خلاصه خداوند تلافی می کند، هیچ کسی را محروم نمی کند. منتها باید جوری باشد که بین ما و او قشنگ در باز شود.
یک رگ محبت در سرّ انسان هست که صدق با خداست. اسمش حبل الله است. آن حبل مال امیرالمومنین (ع) است. شما را هم همان حبل این جا آورده است. چیزی که در قلب شماست، محبت امیرالمومنین (ع) و فرزندان اوست. این محبت انسان رابه سلامت می برد و به علی (ع) ملحق می کند، چون مال علی (ع) است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 خرداد1390ساعت 10:3  توسط غریبه آشنا | 

دوربین عکاسی را طوری ساخته اند که وقتی دکمه را می زنند، هم نور می زند و هم عکس می اندازد. این مربوط به آخرت هم هست.  یعنی شما اول نور بینداز و بعد عکس بردار. اول برپیغمبر خدا صلوات بفرست، بعد به زندگی خودت نگاه کن و ببین چقدر قشنگ است.

با نور زیبایی وپاکی، سرنماز دستی به چشمهایتان می مالید، صلواتی می فرستید، دعایی هم می خوانید، آن وقت به زندکی خود نگاه می کنید. امیدوارم ببینید که در زندگیتان زیبایی زیاد هست.

شیعیان امیر المؤمنین(ع) زندگی این عالمشان هم خیلی خوب است. اگر چه تلخ باشد ولی همه اش خوب است. خداوندخستگی هایمان را به در کند و هیچ گاه خسته نشویم. هر وقت هم خسته شدی یک تکان به خودت بده، خدا رفع می کند. وقتی سرت را تکان دادی خداوند قادر است به حق ائمه (ع) و خوبانش، تمام خیالاتی را که داشت مغزت را می شکافت از بین ببرد.

خداوند برکت دهد: هم قدرت ها را زیاد کندو هم زندگیها را سلامت کند تا راحت بنشینید و برسید به جایی که یک ساعتش هفتاد سال عمر باشد. یک ساعت که آدم در بهشت بنشیند از هفتاد سال عبادت دنیا بهتر است.

+ نوشته شده در  شنبه 31 اردیبهشت1390ساعت 8:38  توسط غریبه آشنا | 

اگر خدای ناکرده در زندگی یک کاسه ترشی باشد عیب ندارد. آن را ترشی سفره حساب کن. با حسن ظن خود کار کن و بهره ببر. اصلاً خداوند در قرآن سوء ظن را نهی کرده است. خال صورت، صورت را زیبا می کند. اگر در زندگی خال سیاهی دیدی برای نشان دادن آن سفیدی هاست.

زندگی یکنواخت نظر را کوچک می کند. همان طور که شیرینی های زندگی را می خورید ترشی های آن را هم بخورید. شیرینی با ترشی خیلی خوب می شود. خدا تربیت می کند. در زندگی گاهی کم است و گاهی زیاد. راه معتدل همیشه بهار است.

شما با نعمت بزرگ شدید.با پدر و مادرهای خوب. منتها دلت می خواهد بهتر شود. معنایش این نیست که دیروز بد بوده است. می گوییم خدایا وضع ما را بهتر کن، یعنی تا حال خوب بوده است. بهتر کردن شغل خداست. فهم و ادراک و گذشت از دنیا زیباست. لذا اگر یک وقت پکر می شوید نگویید بدبختم. دارید تحلیل می برید.

این ها راه حکمت و سرنوشت ماست. از این راه ها یک روزنه پیدا کنید. حسن ظن به خدا خیلی خوب است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 اردیبهشت1390ساعت 9:55  توسط غریبه آشنا | 

بهشت هشت درجه دارد. درجه پایین آن مال کسانی است که عبادت خدا را کرده اند و نه دوست علی (ع) بودند و نه دشمن علی (ع). بعد مال دوستان علی (ع) و انبیا (ص) واولیا. درجه پنجم و ششم مال شیعیان است. آن ها خیلی درجه دارند. کسی که معاند علی (ع) باشد در جهنم است.
ما پشت سر علی (ع) و فرزندانش می رویم. فرمودند: شیعیان ما پشت سر ما به بهشت می روند و از شما کسی نیست مگر این که وارد جهنم شود. از امام پرسیدند شما هم وارد می شوید؟ فرمود: بله، ما هم از جهنم عبور می کنیم، آن وقت جهنم خاموش می شود. بستگان ما هم پشت سر ما می آیند.
سلمان داشت پشت سر حضرت علی (ع)  می آمد. حضرت به سلمان فرمود: چرا جای پا نداری؟ گفت: من پایم را چای پای شما می گذارم. حضرت می خواست سلمان تقویت شود و حرف بزند.
پشت سر ائمه (ع) خنک است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 27 اردیبهشت1390ساعت 10:33  توسط غریبه آشنا | 

وقتی فاطمه زهرا (س) را یاد می کنیم نوری می فرستد و همه جا را پاک می کند.آسمان ها و زمین را پاک و نورانی می کند. این جا شست و شوی معنوی و روحی آمد.

ان اشالله با نور وارد خانه هایتان شوید. آن ها همراه شما هستند؛ در گوشت و پوست شما. نه این که چراغ به دست شما بدهند، بلکه خود شما نور و چراغ می شوید. این خیلی زیباست.

کسی که با نور محمد و آل محمد (ع) تماس بگیرد، نور عبادت، نور کارهای خوب و فکرهای خوب با اوست. نور که گرفتید مثل این است که به تمام فرمایشات انبیا عمل کرده اید. نور "یوم الجزا" ی خلق است. خیلی نور شریفی است.

در این خانواده همه کار نکرده مزد می گیرند. هر چه خدا از اول تا به حال به ما داده است همه مزد بوده است؛ نماز، روزه و ... . همه را هم کار نکرده به ما داده است. فضل خدا را گرفتیم. دوستان اهل بیت (ع) با فضل خدا زنده هستند. اطاعت ها همه فضل خداست. این مجالس فضل خداست. اگر فضل خدا نبود یک نفر از شمت پاک نمی شدید؛ " و لو لا فضل الله و رحمته ما زکی منهم من احد ابدا". (1)

از امام (ع) سوال کردند: فضل خدا چه بود؟ فرمودند: حسن و حسین (ع). بچه های فاطمه (س) از خود فاطمه هستند. این یک حقیقت است. اگر دیگران هم تقوای صادقه داشته باشند ممکن است بهره شان را ببرند و نزدیک شوند و در آخرت دوست محمد و آل محمد (ص) هم بشوند. یا این که با دشمن نباشند. آن ها هدایتشان می کنند.

(1). سوره نور، آیه 21.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 اردیبهشت1390ساعت 18:24  توسط غریبه آشنا | 

انسان خیلی غنی است. ائمه (ع) چیزهای خیلی قیمتی در ما گذشته اند. بگردید و آن را در وجودتان پیدا کنید. " من عرف نفسه فقد عرف ربّه" (1) هر کس خودش را بشناسد خدای خود را شناخته است.

این طور نباشد که اگر آشغالی دیدی زود از خودت بدت بیاید و شلوغ کنی. می گفت: تا خودم جلو چشمم می آید از خودم بدم می آید. اصلاً حرف من را نزن.

اصل کار نفس خود انسان است. ناچاریم آن را نگاه کنیم. صلوات بفرست شاید خوب شد، نجیب شد. شاید هم در دست من مظلوم است، هر چیز بدی را به او نسبت می دهم و تا به حال یک دست هم بر سرش نکشیده ام. همیشه با آن دعوا کرده ام. خلاصه نفس خودم را اذیت کرده ام.

می گویند: شخصی می خواست ریاضت بکشد و ماست نخورد. با بقال سر محل بد خلقی می کرد. بقال که مرد رندی بود فهمید و به او گفت: عمو جان برو ماستت را بخور! بله، نفس بد است، ولی چه می شود کرد. باید آن را رام کرد، او را به حمام برد و شست و شو داد.

(1). علی (ع)، غرر الحکم، حکمت 7934.

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 اردیبهشت1390ساعت 17:28  توسط غریبه آشنا | 

از بعضی می پرسم: زنت چطور است؟ می گوید: خوب است. بچه ها چطورند؟ می گوید: خوبند. همه چیز خوب است. اما می نالد که نمازم چنین و چنان است. برای خود خدا از دست خدا گله دارد. می گوید: می خواهم سفره بیندازم خدا را دعوت کنم ولی پول ندارم. از دست خدا پکرم. تو می خواهی سفره بیندازی خدا را دعوت کنی، پول به تو نداده است ان وقت از دستش پکر می شوی؟

پکر نشو! چند روز دنیا را کمی صبر کن! نه تا آخر عمر. چون ممکن است دنیای شما امشب تمام شود و آخرت شروع شود؛ هرچند که صورتاً در دنیا هستید و زنده اید. چون همه امورات اخروی، آخرت است. دنیا نیست. وقتی برای خدا و پیغمبر و ائمه (ع) مجهز هستید اهل دنیا نیستید. در بهست و نعمت های خدا هستید.

حضرت صادق (ع) فرمود: هر وقت غرفه های بهشتی نصیبتان شد در ان تمتع کنید. این مرتع مومنین است. مگر غرفه های بهشتی در دنیا پیدا می شود؟ فرمود: هر جا مومنین در آن جا جمع می شوند و ذکر ما خانواده شود از غرفه های بهشت است.

کسی که بهشت بیند دائماً خود را در بهشت می اندازد. ان شاالله هر جا بنشینی آن جا بهشت است. " شرف المکان بالمکین"؛ شرافت این اتاق به این است که شما در آن نشسته اید.

این یک حقیقت است. انسان را خیلی آزاد می کند. اگر روح و قلبت قشنگ با ائمه (ع) باشد شرافت مال شماست. هر جا بنشینی مسجد است، غرفه بهشتی است، ذکر خداست. هر جا و با هر جماعتی که بنشینی خدا آن را با وجود شما عوض می کند. انشاالله ایمان هایتان قوی شود. خانه ها شرافتش به صاحب خانه است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 اردیبهشت1390ساعت 18:1  توسط غریبه آشنا | 

بعضی را دیده ام که یک عمر عبادت کرده است و همیشه می گوید: معصیت کرده ام. می خواهد خودش را بشکند. من هم که کمر شکسته هستم. مال خودش را هم می خواهد روی دوش من بگذارد. می گفت: شما چنین و چنانید، من بدبختم، بیچاره ام، یک نامرد مثل من نیست.

او چشمش باز شده بود و داشت این حرف ها را می زد. اگر هم نامرد بوده است الان آقا شده بود. ببین خدا با او چه کرده بود که این جور شده بود. من حواسم به چراغش بود که در دست داشت و خودش را می دید.

خداوند جمیل را آشکار کرد و گناه را پوشاند. تا چراغ نباشد اتاق کثیف را نمی توان دید. او چراغ دستش بود. بنده چراغ را نگاه می کردم و او خرابی اتاق و سیاهی را.از این صحنه خیلی کیف کردم.

این ها چراغی است که خدا روشن می کند. اگر دیدی گذشته ات بد بوده و خیلی تاریک است زیاد غصه نخور. این چراغ برای علاج است. اصلاً کارهایی که کرده ای عبادت بوده است. آن چراغ آمد آن کارها را محو کرد. از بس بزرگ بود. عطای ثانوی که چشمت را باز کرد بزرگ است.

دوستان اهل بیت (ع) در غم و شادی، بهشت و جهنم، همه جا رو به خدا می روند. در جهنم هم رو به خدا می روند. کار بد و راه بد هم لرزه دارد. همان لرزه و تکان او را به سوی خدا می برد. اما نمی توان به او بشارت داد که در بهشت است، بلکه در جهنم است. باید صبر کرد تا خدا نشان بدهد. اما به آن ها که در بهشت هستند می توان گفت: بهجت و سرور داری.

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 اردیبهشت1390ساعت 12:16  توسط غریبه آشنا | 

امام حسن مجتبی (ع) فرمود: خدا عبدش را در خلقش مخفی کرده است؛ یعنی قشنگ ها را مخفی کرده است. شما احتیاطاً به همه خلق احترام بگذار؛ سلام کن شاید به عبد خدا برخورد کردی. "لیلة القدر" هم مخفی است. در تمام شب های عمرت احتیاطاً "بسم الله" بگو، "انّا انزلنا" بخوان شاید آن شب، شب قدر شما باشد.

خداوند رضایت خودش را نیز در تمام کارهای خوب مخفی کرده است؛ نماز، روزه، محبت. پس ارزش دارد که هر چه کار خوب است انجام دهیم. خواستن شرط است نه عمل کردن. انسان با خواستن کارش را می کند. "من رضی بفعل قومٍ فهو منهم" کسی که راضی شد و همه کارهای خوب را دوست داشت مخفیانه در افعال خیر شرکت کرده است. سما کربلا را می شنوید و اسف می خورید بنابراین شریک هستید. این هم یک شاهکار است.

کدام یک از شما هست که کار خوب را دوست نداشته باشد؟ همه دوست داریم، پس مطابق روایت پیامبرخدا شریک هستیم. ما همیشه می گوییم: خدایا، این دو رکعت نمازی که نه اول آن را فهمیدیم نه آخرش را قبول کن! فقط همین دو رکعت نمازی را که خواندم می گویم قبول کن و الا این همه قبول به این قشنگی در نفس خودت هست و برای آن حسابی باز نکرده ای.

امروزخیلی جاهای مخفی رفتیم، شاید خدا می خواهد در را باز کندبرای جاهای دیگر. وقتی جریان عاشورا را می گویم می گویید: کاش من هم بودم، " یا لیتنا کنّا معکم". خیلی تشنه کارهای خوب هستید. این ها همه انبار می شود. صبح معلوم می شود چقدر بوده است. قشنگ دقت کن تا خدا چشمت را باز کند. انسان ذاتاً معصیت و مخالفت خدا ا نمی خواهد و چون عبادت خدا را می خواهد همه آن را برای او می نویسد.

 

+ نوشته شده در  جمعه 9 اردیبهشت1390ساعت 9:19  توسط غریبه آشنا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
این مجموعه گفتار صاحب دلی است که در مکتب اهل بیت(ع) پرورش یافته است و کلماتش از دل و سرچشمه از الهامات الهی است و چون این بیانات از روی صدق و اخلاص و دلسوزی و خیرخواهی محض و بدون اغراض ظاهری برای دوستان در جلسات انس مطرح گردیده است، همه پویندگان راه حق به خصوص صاحب دلان و اهل محبت از آن بهره خواهند برد.
طوبای محبت، مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی

نوشته های پیشین
بهمن 1390
آذر 1390
آبان 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
پیوندها
وبلاگ برتر، انتخاب برتر
بچه های مطهرونی
محب زهرا
در جستجوی خدا
فراتر از امنیت
پخش مستقيم کربلا نجف مشهد
تفکر ناب
بانک صوت و فیلم راسخون
بانک صوت و فیلم مذهبی (یاسین مدیا)
کامران نجف زاده
دل نوشته
به دنبال مرگ
خلوتی با اسمان
بشارت باران
حجاب فاطمی
لبخند خدا...
نردبام آسمان
یا رب از ابر هدایت برسان بارانی...
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM